حاج ملا هادي السبزواري
377
شرح مثنوى
بينات را كه فرمود و مستدلين را كه بنمود به قولش : * ( سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي اَلآفاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّه اَلْحَقُّ 41 : 53 ( 1 ) ، ثانياً اشارت به صديقين فرمود كه : * ( أَ وَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ 41 : 53 ( 2 ) . ( ( 2815 ) ) ور به رنگ آب باز آيى ز قعر * پس پلاسى بستدى دادى تو شعر ن 333 6 - ك 122 22 شعر : مراد لباس حرير است . و ايهام به شعر - به معنى شعور - دارد كه شعور را از دست داده . ( ( 2818 ) ) هم گناهى كرده باشد آن وزير * بىسبب نبود تغيّر ناگزير ن 333 9 - ك 122 24 بىسبب نبود : * ( إِنَّ الله لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ 13 : 11 ( 3 ) . يعنى خدا تغيير ندهد نعمتهايى را كه به قومى عطا فرموده ، تا تغيير نداده باشند آن چه را كه در خودشان است . ( ( 2824 ) ) قسمت خود خود بريدى تو ز جهل * قسمت خود را فزايد مرد اهل ن 333 15 - ك 122 27 قسمت خود : و اگر بگويى : كه هيچ چيز بىمشيّت و تقدير او نتواند به ملك او بيايد ، پس اين اختلاط نيز به تقدير او باشد ، گوييم : بلى ليكن تقدير دوتاست : يكى تنجيزى كه معلوم است . و ديگرى تعليقى ، كه معلَّق است بر مشيّت ما . پس تقدير شده است محتسب شدن آن وزير به سوء اختيار خود او . و اگر بگويى : اختيار ندارد ، گوييم : پس وجود ندارد ، و اگر وجود مضافٌ به اوست ، پس همه لوازم وجود نيز مضافند به او ، چه صفات آن و چه افعال ، كه الايجاد فرع الوجود . پس چنان كه در علم ازلى وجود زيد گذشته و بايد در ما لا يزال متحقق شود ، همچنين اختيارش در علم گذشته و واجب است كه اختيار داشته باشد . پس آن كه گفته است : « گرمى نخورم علم خدا جهل بود » ، تعالى عنه . در جواب گوييم كه فعل تو به طرز و طورش گذشته . يعنى صفاتت نيز در علم بوده . پس فعل تو مسبوق به شعور و اختيار تو در علم گذشته . و اگر وجود ندارى ، فعل و اختيار ندارى . و در آن مرتبه كلام نيست و سؤال و جواب آن جا منتفى است . و اما جهت وجوديه در همه از خداست . له الحمد و له الملك . ( ( 2825 ) ) يك مثال ديگر اندر كژ روى * شايد ار از نقل قرآن بشنوى ن 333 17 - ك 122 29 از نقل قرآن : اشارت است به آيات وافى هدايات كه : * ( وَاَلَّذِينَ اِتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَكُفْراً وَتَفْرِيقاً بَيْنَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ الله وَرَسُولَه مِنْ قَبْلُ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا اَلْحُسْنى وَالله يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ 9 : 107 ) * . * ( لا تَقُمْ فِيه أَبَداً لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء فصلت ، آيهء 53 . . ( 2 ) قرآن كريم ، همان آيه . . ( 3 ) قرآن كريم ، سورهء رعد ، آيهء 11 . .